محمد يوسف حريرى
352
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
مفرد و دو بار به صورت تثنيه و هفتاد بار به صورت جمع ) ياد شده . موجوداتى لطيف و نورانى و آسمانى با صورتى زيبا و سيرتى نيكو . قرآن از صفات و ويژگىها و مأموريتها و وظايف ملائكه ( فرشتگان ) ياد نموده است . به موجب قرآن ملائكه : 1 . ديده مىشوند ( مريم - 19 ) 2 . رابط وحى هستند ( شعراء - 194 ) 3 . حاملان عرشند ( غافر - 7 ) 4 . حافظان انسانهايند ( انعام - 61 ) 5 . ميرانندهء مردمان هستند ( سجده - 11 ) 6 . معصوم و مختار هستند ( تحريم 6 - انبياء 26 به بعد ) 7 . مقام شفاعت دارند ( نجم 26 - انبياء 26 به بعد ) 8 . عصيان نمىكنند و از عبادت سير نمىشوند ( انبياء - 20 ) 9 . مأموران تنظيم كارها و مسئول دوزخ و بهشت ( مدثر 20 - تحريم 6 - و . . . ) 10 . ايمان به آنها در رديف ايمان به خدا و انبيا و كتب آسمانى قرار داده شده ( قاموس قرآن - لغات قرآن - تفسير نمونه ، ج 18 ، ص 173 - جهانشناسى ، ص 103 ) ملائكهء غلاظ و شداد ( غ ش ) عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ( تحريم - 6 ) فرشتگان مسئول دوزخند و در سورهء مدثر ( آيهء 20 ) آمده است : عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ . بر آن ( آتش ) موكلند نوزده ( فرشتهء عذاب ) . ملائكهء مقربين ( م ق رّ ) وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ( نساء - 172 ) گفتهاند فرشتگان مقرب درگاه خداوند عبارتند از : جبرئيل ، ميكائيل ، عزرائيل و اسرافيل . ملاحن ( م ح ) لحن يا ملاحن غلط خواندن قرآن است از حيث اعراب و حركات . و هر قبيلهء غير عرب جا داشت كه كلمات قرآنى را به احتمال شباهت صورت كلمه به كلمهاى ديگر ، آن را تغيير لفظى و تغيير معنوى دهد و اين تبدلات را ملاحن ناميدهاند . و به همين جهت همراه هر مصحف قانونى يك قارى نيز اعزام مىگرديد . ( پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ، ج 1 ، ص 236 - آنچه از قرآن بايد بدانيم ، ص 79 ) ملاعنه ( م ع ن ) - لعان ملت ( م لّ ) إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ( يوسف - 37 ) دين و روش پرستش . ملت هم معنى دين است با اين فرق كه دين به خدا و پيامبر و شخص ديندار نسبت داده مىشود اما ملت فقط به پيامبر و آورندهء آن اضافه شود ( مانند ملت ابراهيم ) . علت اينكه يك طريقهء الهى ملت ناميده شده اين است كه از طرف خداوند املاء شده است . ( قاموس قرآن - لغات القرآن - دائرة المعارف فارسى ) ملت آخره ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ ( ص 7 ) به نقل مفسرين مراد دين عيسى عليه السّلام است . مشركان زمان پيامبر اسلام در مورد توحيد مىگفتند اين مطلب را ما حتى در ملت آخرى ( كه ملت مسيح باشد از لحاظ آخرين دين قبل از اسلام ) نشنيدهايم ( زيرا مسيحيان معتقد به تثليث شده بودند ) .